زنده باد تغییر _ برای تازه شدن دیر نیست. |
|
|
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط محسن
|
زلیخا عشق نمی داند
زلیخا بر بلندای قصه رفت و گفت رونق این قصه همه از من است این قصه بوی زلیخا می دهد . کجاست زنی که چون من شایسته عشق پیامبری باشد ، تا بار دیگر قصه ای این چنین زیبا شود؟ قصه دیگر نازیدن زلیخا را تاب نیاورد و گفت: بس است زلیخا ! بس است . از قصه پایین بیا ، که این قصه اگر زیباست ، نه به خاطر تو ، که زیبایی همه از یوسف است . زلیخا گفت: من عاشقم و عشق رنگ و بوی هر قصه ای است . عمریست که نامم را در حلقه عاشقان برده اند. قصه گفت : نامت را به خطا برده اند ، که تو عشق نمی دانی. تو همانی که بر عشق چنگ انداختی . تو آنی که پیرهن عاشقی را به نامردی دریدی. تو آمدی و قصه ، بوی خیانت گرفت . بوی خدعه و نیرنگ. از قصه ام بیرون برو تا یوسف بماند و راستی و زلیخا از قصه بیرون رفت . ************************* خدا گفت: زلیخا برگرد که قصه ی جهان ، قصه ای پر زلیخاست و هر روز هزارها پیراهن پاره می شود از پشت . اما زلیخایی باید، تا یوسف ، زندان را بر او برگزیند. وقصه را و یوسف را ، زیبایی همه این بود. زلیخا برگرد! نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 توسط محسن
|
مثلا تا حالا آرزو کرده اید کفش دویست هزار تومانی بپوشید؟
ممکنه آرزوهاتون کوچکتر از این باشه! ولیکن مطمئنم خواسته هاتون در حد این کودک نیست:
این چوپان کوچولو تو کوههای چهارمحال و بختیاری خیلی وقته این آرزو رو داره:
"داشتن یه جفت کفش سالم" نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 توسط محسن
|
ســــــــــــلام . . . . . وقت شما بخیر . . . . شمایی كه قوز كردی جلوی صفحه مانیتور ! . . . . بله با شمام الهی من فدات بشم ،صاف بشین ! آ باریکلا نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط محسن
|
دوستت دارمها را، نگه میداری برای روز مبادا دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن و معرکهگیری… اما بگذار به سن و شرایط تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن… وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد … و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند دکتر شریعتی نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 توسط محسن
|
خداوندا: برای دوستانم دعا میکنم :
در این آخرین روزهای سال دلشان را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو دهی که هر جا تردیدی هست ایمان ،زخمی هست مرهم ، نومیدی هست امید و هرجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد. آمـــین یارب العالمین نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط محسن
|
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم. دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز و دیگری کثیف. من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند ؟ حالا پسرها می گویند : تمیزه ! استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. و باز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!! نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 توسط محسن
|
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 توسط محسن
|
من سرم توی کار خودم بود بعد یه روز یه نفرو دیدم ![]() اون این شکلی بود ![]() ما اوقات خوبی با هم داشتیم ![]() من یه کادو مثل این بهش دادم ![]() وقتی اون کادومو قبول کرد من اینجوری شدم ![]() ما تقریبا همه شبها با هم گفت و گو میکردیم ![]() وقتی همکارام من و اونو توی اداره دیدن اینجوری نگاه میکردن ![]() و منم اینجوری بهشون جواب میدادم ![]() اما روز ولنتاین اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه ![]() و من اینجوری بودم ![]() بعدش اینجوری شدم ![]() ![]() احساس من اینجوری بود ![]() بعد اینجوری شدم ![]() بله....آخرش به این حال و روز افتادم ![]() پدر عاشقی بسوزه ![]() نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم دی 1390 توسط محسن
|
دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛ کتی 21 ساله به همراه نامزد 23 ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.
این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز 11 ژانویه 2005 گرفته شده است.
کتی مبتلا به سرطان است و بیماری وی در بدترین وضعیت خود قرار دارد؛ وی مجبور است هر روز ساعاتی زیر نظر پزشک و دستگاه های مخصوص قرار بگیرد. در این عکس ، نیک منتظر است تا کتی یکی دیگر از شیمی درمانی هایش به پایان برساند. ![]() کتی علیرغم تمام درد و رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی مورفین قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند .وی به خاطر بیماری اش همیشه در حال کاهش وزن است، به همین خاطر مجبور شد هر چه به روز عروسی اش نزدیک تر می شود ، لباس عروسی اش را کوچک تر و کوچک تر کند. وی مجبور بود در طول مراسم عروسی اش کپسول تنفسی اش را به دنبال خود داشته باشد . در این تصویر پدر و مادر نیک را می بینید. آنها از اینکه می بینند پسرشان با عشق دوران دبیرستان خود ازدواج می کند بسیار خوشحال هستند. ![]() کتی در ویلچیر خود نشسته و به ترانه ای که نیک و دوستانش می خوانند گوش می دهد. طی مراسم عروسی ، کتی مجبور می شد برای لحظاتی استراحت کند. او به خاطر ضعف و درد نمی توانست به مدت طولانی بایستد. ![]() کتی تنها پنج روز بعد از مراسم عروسی اش فوت کرد. دیدن زنی که علیرغم بیماری سرطان و آگاهی به عمر کوتاه مدت اش ، ازدواج می کند و تمام مدت لبخند بر لب دارد ما را به این فکر می برد که خوشبختی دست یافتنی است مهم نیست چقدر دوام می آورد. ![]() زندگی کوتاه است قوانین را زیر پا بگذار به سرعت ببخش همیشه بخند هیچ وقت لبخند را از لبهایت دریغ نکن مهم نیست زندگی چقدر عجیب است زندگی همیشه آن طور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود اما تا زمانی که هستیم، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم نوشته شده در تاريخ شنبه دهم دی 1390 توسط محسن
|
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ فقط ميگه: تو ماله مني عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کنیعشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث ميشي قلب من به ضربان بيفتهعشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منيعشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم...
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم دی 1390 توسط محسن
|
گرفتن خلافی ماشین :۳۰۰۰۵۱۵۱ ( عدد عمودی کنار کارت رو بفرستید) گزارش اطلاع دادن تخلف تاکسی : ۳۰۰۰۴۲۴۶( شماره پلاک ماشین متخلف رو بفرستید) رهگیری نامه پستی : ۲۰۰۰۴۴۱ (ابتدا حرف Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو ) مشکلات شهری (شهرداری) : ۳۰۰۰۱۳۷ اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش : ۲۰۰۰۰۰۰ (شماره داوطلبی رو بفرستید) با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : ۱۰۰۰۱۳۳۶ دیکشنری : ۱۰۰۰۳۸۴ یا ۱۰۰۰۳۷۰ (لغت مورد نظر رو بفرستید) اول باید در سایت عضو بشیدwww.sms2him.com بعدش لغت مورد نظر رو بنویسید ایجاد پست در پرشین بلاگ : ۳۰۰۰۷۲ گرفتن قبض موبایل : ۳۰۰۰۹ ( با فرمت زیر بنویسید : تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا ۸۶۰۱۲۳ ؛ ۸۶۰۱۰۱ یعنی از اول سال ۸۶ تا ۲۳ فرودین ماه) خدمات بانک ملت : ۲۰۰۰۳۳ خدمات بانک اقتصاد نوین : ۲۰۰۰۵۰ خدمات بانک سپه:۲۰۰۰۲۰ – ۲۰۰۰۲۱-۲۰۰۰۲۲ خدمات بانک کشاورزی : ۲۰۰۰۹۱۱- ۲۰۰۰۹۳ خدمات بانک سامان : ۲۰۰۰۰ خدمات بانک صادرات :۲۰۰۰۶۰ خدمات بانک تجارت : ۲۰۰۰۷۰ (توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانک ها اول باید در شعب درخواست رو پر کنید) نرخ ارزهای رایج : ۲۰۰۰۴۴۴ با این فرمت : Currency-name اطلاعات هوا : ۱۰۰۰۳۰۵ ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید) ساعت کشورها : ۱۰۰۰۳۹۲ (نام کشور رو بفرستید) مکان های دیدنی هر شهر : ۱۰۰۰۳۹۴ مسافت بین شهر ها : ۱۰۰۰۳۹۶ آخرین بازی های کامپیوتری : ۱۰۰۰۴۰۰ جدیدترین نرم افزار ها : ۱۰۰۰۴۰۱ اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر : ۱۰۰۰۳۵۵ بورس – نرخ سهام یک شرکت : ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید : Bourse sompany -id بورس – بیشترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید : Bourse high بورس- کمترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴ ( بنویسید : Bourse low) اوقات شرعی : ۲۰۰۰۹۱۶ امیدوارم این مطلب بدردتون بخوره و بتونید از این خدمات استفاده کنید نوشته شده در تاريخ جمعه دوم دی 1390 توسط محسن
|
يه نفر خوابش مياد واسه خواب جا نداره مادرش ميگه : عوضش دخترکم اون خونه ليلا نداره يه نفر تمام روزاش پر از رنج و سختيههيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره يکي آزمايش نوشتن واسش , اما نميره ميگه این نزديکيا آزمايشگاه نداره بچه اي که تو چراغ قرمز مي فروشه گل رز مگه درس و مشق و شور ، شوق ، رويا نداره يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه پس ديگه نيازي به شب يلدا نداره ياد اون حقيقت کلاس اول افتادم دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره راستي اسمشو واسه لمس بهتر ، قصه ميگم مليکا چه چيزايي داره که رعنا نداره ؟ بعضي قلبا ولي دنيایي واسه خودش داره يه چيزايي توش داره که دنيا نداره هميشه تو دنيا کلي فرقه بين آدما اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره خدا به هر کسي هرچيزي دلش مي خواد بده همه چيز دست اونه , ربطي به شعرا نداره آدما از يه جا اومدن , همه ميرن به يه جا اون جا فرقي ميونه فقير و دارا نداره کاش يه روزي بشه که ديگه نشه جمله اي ساخت با نميشه , با نمي خوام , با نشد , با نداره. نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390 توسط محسن
|
زندگی خالی است آن را پر کن نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم آذر 1390 توسط محسن
|
• آب از آب تکان نخورد ، مخصوصاً آب میانه ! • آب از سرش گذشته لطف کن تو هم از بالا فشار بیار رو سرش تا نجات پیدا کنه ! • آب پاکی را روی دستش ریخت حالا بیا واسه دست به آب ، آب پیدا کن ! • آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم ، خسیس برو از اون سوپرمارکت یه آب معدنی بخر خب ! • آب را گلآلود میکنه که ماهی بگیره ، بفروشه نون زن و بچشو در بیاره بدبخت ! • آب زیر پوستش افتاده از بس خون مردمو کرده تو شیشه ! • آب که یه جا بمونه، میگنده ، حیفه یارانه میدی بابتش ! • آب که از سر گذشت، زیرآبی برو ، تو میتونی ! • آدم خوش معامله، شریک مال مردمه حالا اختلاس هم کرد که کرد نوش جونش ! • آدم گدا، اینهمه ادا ؟ میگه کمک کنید تو رو جون عزیزت بیا اینم شماره کارت عابرم ! • آرزو بر جوانان عیب نیست ، حالا این آرزو خانم ، کیه خدا عالمه ! • آسوده کسی که بنز نداره// از یارانه بنزین اونم خبر نداره ! • آسیاب به نوبت ، بَـــــــــــه ! آقای فلانی ! بفرما ! کارت چیه؟ بله چشم ! • آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه مخصوصاً گربه های امروزی! • آشپز که دوتا شد ، پیتزا یا شور میشه یا بینمک ! • آش کشک خاله اته؛ بخوری پاته، نخوری پاته ، آشو صادر میکنیم اگه لازم شد از چین وارد میکنیم ! • آمدم ثواب کنم، کباب شدم از اون کبابای رستورانای سز جاده ها ! • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ، برو شنبه بیا ، از تمامی مدارک ایل و تبارتم کپی بیار ! • آنرا که حساب پاک است، حسابش کف دستشه ! • آنقدر بایست، تا موزاییک زیر پات سبز بشه از نوع موزاییک پیاده روهای خیابون خیام جنوبی ! • آه نداشت که با ناله سودا کند حالا برو ببین جواب سلامتو میده؟ ! • ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند// تا تو بشینی سر این و اون شیره بمالی و کلاه بذاری ! • از این ستون به آن ستون حدوداً دو سه متری میشه ! • از هول هلیم افتاد توی ماکروفر ! •از یک گل بهار نمیشه ، درختای شمالو قطع کنیم شاید شد ! • اسب پیشکشیرو، دندوناشو بشمر فردا تو روت واینسته ! • اگه لالائی بلدی، چرا قصه شب رادیو استخدامت نکرد؟ • نابرده رنج هم میتونی خیلی کارا بکنی نترس ! • با حلوا حلوا گفتن فقط قلنج فکت خورد میشه و نوعی ورزشه ! • گر صبر کنی از قوره و حلوا خبری نیست دیر میشه ! • موشه به سوراخ نمیرفت ، زنگ زد مراسم بیرون سوراخ برپا بشه ! • یهگوشش دره یهگوشش دروازه! عادل کجایی پس؟ ! • باد آورده را باد میبرد به کانادا (هیسسسسسسسسسس ، اختلاس شده ) • بادنجان بم آفت ندارد ، حالا بگو کیلویی چند؟ • یک دست صدا نداره ... حالا همه دوستای عزیز همگی دست دست ، سوت سوت ، جیغ جیغ ... کافیه دیگه ! نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط محسن
|
|
|